گروه سربازان
بر قبرهاشان دراز کشیده اند،
مردان مرده!
حیرت آور، وقتی منجی از راه می رسد
آیا او خود نجات یافته ست؟
شاید تو گناهکاری باشی در زندگی بعدی ات
شاید دلقکی باشی،
شاید سزاوار مرگی!
آنها می گریستند،
هنگامی که پسران، ترکشان گقتند
و خداوند که در پوشه ای سیاه!
به دور دست ها رفته بود
هیچ گاه باز نمی گردد!
آنها می گریستند،
هنگامی که پسران ترکشان گفتند
همه ی مردان جوان باید بروند.
از دور دست، به کشف حقیقت آمد
او هرگز به خانه باز نخواهد گشت
مردان جوان ایستاده اند،
بر آستانه ی قبر هاشان.
حیرت آور، وقتی عیسی می آید
آیا آنها نجات می یابند؟
شاید تو سوگواری،
شاید تو سزاوار مرگی.
به گروه سربازان خوش آمدید
جایی که کسی اش نیست جز من.
انسان برای مرگ بالیده می شود،
کسی نیست جز من.
به گروه سربازان خوش آمدید
جایی که کسی اش نیست جز من.
مردم در گروه سربازان،
کسی نیست جز من
وقتی اینجا بودی،
نمی تونستم توی چشمات نیگا کنم.
تو درست مثل فرشته هایی
پوستت خیسم می کنه
مثل پر،
تو دنیای قشنگیا شناوری.
کاش منم خوب بودم،
توی لعنتی خیلی خوبی!
اما من یه خزنده ام، یه کودن!
اینجا چه غلطی می کنم؟!
من مال اینجا نیستم.
نمی تونم مراقب باشم که اذیت نشی.
من یه تن کامل می خوام،
یه روح بزرگ می خوام.
می خوام مراقب باشی
وقتی من دور و برت می چرخم.
توی لعنتی خیلی خوبی!
کاش خوب بودم.
اما من یه خزندم، یه کودن!
اینجا چه غلطی می کنم؟!
من مال اینجا نیستم.
اون داره فرار می کنه،
می دوئه... می دوئه... می دوئه...
هر جور که خوشحالت می کنه
هر جور که تو بخوای!
توی لعنتی خیلی خوبی
کاش منم خوب بودم
پی نوشت: اولین تجربه ی ترجمه ی من! سخت و باور نکردنی ! گروه سربازان ترانه ای از گروه
system of a down و خزنده ترانه ای از گروه radio head
پی نوشت ۲: دلم برای آزاده تنگ شده!