تبليغاتX
خواب های آقای خاکستری
 

از تو

تنها حلقه ای طلایی و از من

نانی که به خانه آورده ام، پیداست

مه در اتاقمان بیشتر شده ست.

بار ها به اشتباه

لب هایم را بر دیوار گذاشته ام

بوسه های هدر رفته

آواز قناری زرد است

که در بزرگراه می خواند

یا عطر مو های توست

در شب سرما خوردگی

مه در اتاقمان بیشتر شده ست.

پرتقالی که پوست می کنی

انگشت های من است

و از آبی که می خورم

صدای گریه می آید

 

صدای در احساس دوگانه ای ست

که روزی تصمیمش را خواهد گرفت

و انگار من تو قایم باشکی هستیم:

من در اتاق پنهان می شوم

تو چشم می گذاری و

به خواب می روی.

 

پی نوشت: شعر از گروس عبدالملکیان. نمی دونم چرا احساس کردم خیلی دوستش دارم!!!

پی نوشت: امروز هم مثل تمام روزای دیگه! گذشت و می گذره!!!

پی نوشت: ... .... ... .... هرچی که دلت می خواد بنویس اینجا! از قول من بنویس بارون، دلشوره، حرارت ...! از قول من بنویس!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 22:43  توسط امیر احمد  |