تبليغاتX
خواب های آقای خاکستری
 

شط در هراس شکستن

هور،

غرق تیزاب خون!

دستانم را بر فراز شهر بیافراز،

برادرم دیگر به خانه باز نمی گردد...

 

چی باید گفت؟! کاش پلاک ها و استخوانا می تونستن بگن. کاش محمد جهان آرا حرف می زد... حاج همت حرف می زد ... باکری ها ... چمران...  چه تلخی گنگی برادرم، چه زهری از دهن کلمه جاریه. من از غوغای شبی که از تن تو گذشت چی می دونم؟!

من چی می دونم از طعم سرب، از شب آخر، از لحظه ی جون کندن؟! تو می دونی جهان آرا، تو می دونی : کو جهان آرا، برادرم کجاست مجنون، خرمشهر، هور العظیم

، فاو ... کو ؟! آه و واویلا ، آه و واویلا

حس غریبیه! بار ها و بار ها از خودم پرسیدم اگه زمان جنگ 20 سالت بود چیکار می کردی؟ شما ها هم از خودتون پرسیدین اما جواب چی؟ همون طور که سوال مهمترم بی جواب مونده: اگه جهان آرا شهید نمی شد حالا تو کدوم جبهه بود؟ تو که نمردی تا نسل بعد از تو رو سلاخی کنن به جرم اندیشیدن و نفس کشیدن. مگه چند ساله که نیستی دلاور؟ نسل تو جون نداد که نسل من غرق بشه زیر فشار خون تو. که به اسم مقدست سر خرخره ی نسل من جوییده شه به جرم دونستن. دانایی!!! حرف بزن سردار، بگو چرا گلوله تن تو رو شکافت، چرا خاک گمت کرد؟ چرا؟!

بیخ اسم نسل من ستاره گذاشتن که چرا می فهمی؟ بعد تو باید وزارت اطلاعات تشخیص بده من برم دانشگاه یا نرم؟ نه! تو واسه این نمردی. شاید تو اصلا هیچ وقت نمردی برادر، به شرافتم قسم که نمردی ...

تلویزیون جوونی رو نشون میده که نباید 19 سالش بیشتر باشه، دوربین رو زمین بند نیست... صدای انفجار و گلوله یه لحظه قطع نمیشه، دوربین بر می گرده و جوونی رو نشون میده که به سجده خم شده روی زمین و غرق خون شده تنش. خوب که نیگا می کنم 19 سالش نباید بیشتر باشه... برادرم دیگر به خانه باز نمی گردد . این همه سوال بی جواب؟؟! شاید یه روزی بدونم چرا جنگ بعد از فتح خرمشهر تموم نشد. شاید یه روز بدونم چرا بهترین جوونای این مملکت و برای هیچی به کشتن دادیم بعد از مجنون. کاش بدونم ممد اگه بود حالا تو کدوم جبهه بود؟!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 23:36  توسط امیر احمد  |