تبليغاتX
خواب های آقای خاکستری
 

می خوام شکل بلاگم رو عوض کنم. بلاگ خواب های آقای خاکستری رو می خوام تبدیل به صفحه ی اختصاصی ادبیات کنم. سعی می کنم از مکاتب متفاوت بنویسم و از نویسنده های مختلف... دلم می خواد همه چیز پیرامونم رو عوض کنم !!! ادبیات با وسوسه ی همیشگی ش حالا بیشتر از هر وقت دیگه ای من و صدا می زنه ...شعر ، داستان، هر چی که فکر کنم ارزش خوندن و داره رو بلاگم می زارم...

ممنونم برای همراهی تون

 

پی نوشت: زنده باد آزاده ی عزیزم که دلم براش تنگ شده و خدا می دونه که چقدر بابت اینکه برادرشم به خودم افتخار می کنم. زنده باد آزاده ی آب و آینه

 

پی نوشت: به فسنجون که فکر می کنم نفسم بند میاد!!! هفته ی پیش وقتی تهران بودم نهاری خوردم که لذتش هنوز زیر زبونمه ... عشقی که تو دیگ داغ بود و هرگز فراموش نمی کنم. سفره ی برادرم پر باد همیشه از دیگ های داغ عشق

 

پی نوشت: صبر و صبر و صبر ... امیراحمد کبیر! صبر کن بازم. زندگی همیشه رو یه مدار برات نمی گرده ... وقتش می رسه که دوباره صدای خنده هات چهار تا خونه اونور تر رو برداره

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 23:16  توسط امیر احمد  |