تبليغاتX
خواب های آقای خاکستری
 

سیا چشم و سیا مو،

با دهن گوشتی نمور

مثل زن آی مست بیروت

که تو تلویزیون نشون میده،

همونا که می رقصن و

از نوک سینه هاشون تمشک در میاد !

که پوستشون رنگ گندم و خورشید، و

باسن شون به سفتی سیب کال.

اینجوری شد که دلم رفت واسه ت ...

عاشق شدن من،

شکل یه زن شده ...

شکل زنی که تو اتوبوس تیک می زد

یا

اونی که تو خیابون پشتی کاسبی می کنه

شکل تو ...

راستش ،

وقتی مست می کنم

واسه همه زن آ دلم میره ...

هیچ چیز لعنتی نیست که عوض شده باشه!

هنوز

سیا چشم و سیا مو ...

 

پی نوشت: تجربه کردن! تجربه کردن هرچی که مبادا ست خوشه و خوش ... زن، مستی لعنتی عرق گندم، شب گردی شرجی، زل زدن به دخترای پونزده ساله که سینه هاشون و نمی بندن، مرد مرد نبودن، پریدن از بلندی، خوابیدن از بوق سگ، ... هیچ چیز لعنتی نیست که عوض شده باشه !!!

 

پی نوشت: تنهایی ... تنهاااااااااااااااااااااااااااااااای ی ... مث هر مرد خره دیگه ای دلم واسه زن آ میره ... !

 

پی نوشت: گر تو جانانه ی منی، جان بی تو خرم کی شود ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 23:19  توسط امیر احمد  |