معنا باخته ، پوچ، ساموئل بکت، در انتظار گودو، بازی تموم، همه چیز تقریبا تموم شده، نگ و نل، هام و کلاو، ولادمیر و استراگو، تئاتر ابزرد ، مدرنیسم لعنتی، پست مدرن خدا، خدا مرده است، خدایی دیگرگونه باید، اگزیستانسیالیست الحادی، یه پنجره به خشکی یه پنجره به دریا، خداحافظ هایدگر، مسلسلی که گیر کرده، نقاش خیابان چهل و هشتم، بزنگاه الکل، داس و چکش، یه کسی خلق کرده، بودا از شرم فرو ریخت، دختر قد بلند کلاس اصول و روش ترجمه فقط خوشگله، یارو سیگار و روی موکت خاموش می کنه و یه دایره ی سوخته ی دیگه می سازه بین هزار تا، این فقط یه تکرار یا من واقعی ام، لونا شاد، مائیم بین مرگ و مرگ، کره خر، خانه ی عروسک، من نمی ترسم از ویرجینیا وولف، من و بگیرم از آب، زیگموند من به کسی نمیگم تو فرویدی، شکلات داغ، زن داغ، بغضی داغشو دوست دارن، ادوارد آلبی، در زندگی زخم هایی ست، آیدین سمفونی مردگان، متن هایی برای هیچ، کیسه ی سیاه بی ته، بعد از ظهر سگی، من دوست دختر می خوام، وینیستون عقابی یعنی تو خیلی این کاره ای، اتوبوسی به نام هوس، نهیلیست پوزیتیویست، فیلم کوتاهی درباره ی عشق، از عشق و دیگر سایه ها، بیژن نجدی هم آیدا رو دوست داشت ولی هیچ وقت به شاملو نگفت !
آن که می گوید دوستت ...
آن که می گوید دوستت دارم
خنیاگر غمگینی ست
که آوازش را
از دست داده است