روح ترس خورده ی کوچولو،
شب کرده ی نمایش،
گمشده ی ترس،
های های کولی از دور،
صاحب اتاق دنیا،
دست راست اسطوره،
زنبور خورشید،
بره ی گرگ،
لای لای مادرم،
بودای بارون،
عاشقونه ی وقتی همه خوابن،
گندم خنیا،
دهقان سپیده دم،
ترانه خوون و منبری،
کویر تماشا،
ستاره ی نیمه شکسته،
کاشف فانوس،
کلاغ در بارانداز،
بوکسور پاشیده،
شاعر بی لب،
سلحشور کچل،
صاحب خونه،
گیتار پنج سیم،
پاشویه ی تب،
مسیح مرهم،
ابراهیم آتش،
پدر روشنا،
مام آب ...
تا خدا بی نهایت می نویسم. وقتی این خیال من و می بره تا کجا! بیا نصفشون کنیم. هرچی خواستی مال تو، هرچی نخواستی مال من!
پی نوشت : یه لحظه از خوشی این اضطراب می رسم به خدا و یه لحظه از ترس سر باز کردن زخم های چال کرده م می میرم. نجاتم بده ...
پی نوشت : ...
عیدتون مبارک! عیدم مبارک... عیدت مبارک...