خوش خوشانم امروز
چه خياليه از لكه ي گوشه ي آسمون
يا جاده اي كه ميره و ميره تا گم ام ميشه
كلاهمو پرت مي كنم هوا
سينه سرخ مي قاپتش
چه ترانه ي بشه صداي جوجه و نرماي سينه ي سينه سرخ
توي كلاه من!
امروز تموم تموم ام دل...
آب و باد و خاك و آتيش دل!
پدر كائناتم و ترانه خوون و دل باز
به يگانگي همين لحظه از
اندوه تنك
كفش دوزك
شبدر چهار پر
بادبادك
مام آب
دردونه ...
امروز خوش خوشانم
چه خياليه از دوري بي پير
وقتي
كلاهمو پرت مي كنم هوا و
دنيا مي قاپتش
چه ترانه اي بشه لاي لاي من و لب خووني تو!