در بند نخواهد ماند
دستی که شعر ها نوشته ست
سیب ها چیده ست
نوازش ها چشانیده ست
زخم آماسیده را
مرهم کشیده ست...
های دژخیم!
در بند نخواهد ماند دست
که شکسته ست و
پینه بسته ست و
مچاله بر میز شکنجه فریاد می زند:
مشت... مشت... مشت...
در بند نخواهد ماند دست برادرم!
پی نوشت: به نام ترانه های میهن تلخم، به نام آزادی... که تمام زندان ها و زنجیر های زمین، دست تو رو در بند نمی تونن نگه دارن. پرنده باز زندان قصر، دانشجوی در بند...