نشستم روی صندلی آزاده و دیوید گیلمور داره تابستان 68 رو می خونه. امشب تصمیم گرفتم قبل اون که گورم کنده بشه، زندگی کنم! جمشید چالنگی از بخش فارسی زبان صدای آمریکا ... شاید یه روزی نوبت من بشه تا حرف بزنم؛ یا شاید داد بزنم لعنتی دست از سرم بردار! خورشید پیر چاق لعنتی ... در ادامه مذاکرات وزیران امور خارجه کشور های عربی ... فردا باید یه زنگ به عمید بزنم و بهش بگم خواب دیدم با قطار دارم میرم یه جائی که یادم نمیاد، یهو هوس کردم با قطار برم دیدن کسی که خیلی وقت پیش زنده بود و تو راه از پنجره قطار بادبادک هوا کنم! خورشید چاق لعنتی ... دختر 13 ساله ی کرد طی مراسمی سنگسار شد ... همیشه تو دلم می مونه چرا هیچ وقت با سنگ نزدم تو سر دبیر نیکزاد؟! هی پسر راستی، تا حالا دلت خواسته چشم یه گاو باشی؟! چشم سیاه لوچ خیس! فراموش نکردن آدما با اون چشای کوچیکشون کار سختی نیس، مخصوصا اگه گاو باشی! خیلی جدی دلم می خواد فردا یه نامه به نجیب محفوظ بنویسم و بگم اصلا آخر دزد و سگ ها رو دوس نداشتم! فکر می کنی چیزی عوض میشه؟! امکان مذاکره با آمریکا هنوز هم فراهم ست. به گفته ی سخنگوی وزیر امور خارجه ی ... خب فکر می کنم خیلی خستم، درست مثل روزی که می دونم هنوزم گورم کنده نشده و تو می دونی من تمام مدت بهت فکر می کردم... قطار داره می رسه : دو دو چی چی دودو چیچی! حالا مطمئنم که منم یه روزی می میرم. با گس دهنم که بوی خرمالو و خاک میده! زنان د ر آینده سیاسی کشود نقش اساسی دارند! زن؟؟! بوی خوش زن. قبل اینکه گورم کنده بشه، عاشق زنی می شم تا کنارش بمیرم. تراویس می گه می خواد یه کاری کنه اما نمی دونه چیکار؟؟! قبل از اینکه قبرش کنده بشه! آهنگ و عوض می کنم. کاش اینجا بودی ... دیوید گیلمور. تراویس می گه بعضی ها مادرزاد بازنده دنیا میان و من خندم می گیره! یعنی ممکنه؟ خورشید پیر چاق لعنتی فردا هم در میاد و فکر می کنم فردا هم بیدار بشم. زنده مثل گاو...
پی نوشت: خواهرم... پناهم... نور چشم... نور و آب زاده... پرنده باز تو قفس... خواهرم، بانوی راویان جهان!