تبليغاتX
خواب های آقای خاکستری
 

کنار تو، می خوام بمیرم،

با شاخ گوزن هایی که بچگی هامو دوئیدن

با گرگرستاره های سرخی که از شبای یخبندون کش رفتم...

دلم می خواد تموم تنهایی استکان های مادرم رو

از دستای تو سر بکشم.

تو قاب منبت خالی بابا،

چشمای تو رو خواب ببینم...

میخواد، دلم میخواد

گرام کوک کنم،

پیرهن سفیدم تن،

آهنگای دو نفره ی جوونی هامو

برات برقصم

بغضای پاشیده رو ته هر ترونه،

زار بزنم،

سر بزارم به  سر قشنگت و بمیرم.

میخوام دستای زمستونم رو تنور کنم

گندم تنت رو نون بپزم...

می خوام قبل اینکه پیری لاکردار برسه

باهات برم سفر

برگردم شهر هایی که بی توئی حبسم شدن

دریا های وارونه دم صبح رو شنا کنم

سلول های انفرادی رو ترونه کنم

زمین سوخته ی گذشته رو،

پا بزنم کنار تو...

می خوام

تکمه ی خورشید رو بدوزم به پیرهنت

ماه کامل رو بشونم به پیشونیت و

قبل اینکه گورمو بکنن،

با گوزن ها و ستاره های دلم

کنار تو بمیرم...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 1:2  توسط امیر احمد  |