تبليغاتX
خواب های آقای خاکستری
 

با فروتنی، از دل برادر کوچکتری،تقدیم می کنم به داداجی، به امیرحسین...

 

من و تو وارثیم دادا!

پسر یزرگ

زخم های پدر را به ارث می برد،

پسر کوچک

رویا های پاشیده اش را...

و من با این سر طاس و خنده ی یله،

بیشتر از تو به باباجی رفته ام

وقتی زمزمه می کند:

دع الدنیا!

دع الدنیا دادا!

ما هنوز به اندازه ی هیچ مردی،

زنان را به رختخواب نکشانده ایم!

هنوز این دنیای زپرتی،

ارث پدری هیچ دیوسی نیست!

گیلاس های باباجی را با خودم میاورم این سفر،

به سلامتی برادری و زن!

مست می کنیم،

هزار هزار زخم و رویای تازه را...

 

پی نوشت: ارث پدری هیچ دیوسی نیس گرفته شد از یکی از نوشته های آقای عباس صفاری

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 23:20  توسط امیر احمد  |