تبليغاتX
خواب های آقای خاکستری
 

بار ها اندیشیده ام

مرگ را

یله و رها

چون موسیقی آب

چون خنیای باد،

در گندمزاران.

من به آواز ایستاده ام مرگ را

در معبری از ابریشم و استجابت...

پی نوشت: نه! تنهایی و خستگی منو نمیکشه. هیچی و هیچ کس جز خودم نمیتونه منو بکشه

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 15:12  توسط امیر احمد  |