تبليغاتX
خواب های آقای خاکستری
 

تنت را

نهنگان سپیدی گرفته اند

که آواز غمگنانه شان را

در انتهای هر هماغوشی مان

میان امواج ملحفه

جا می گذاری

و مرا تنها،

با دریایی از خنیای همگن غم...

 

پی نوشت: برای خودم و به مناسبت تنها ترین تولد عمرم...

پی نوشت ۲: روزی رو می بینم که بی تردید از زخم گذشتیم و خیابونا از خنیای سبز حنجره هامون به رقص وا شده. روزی رو می بینم که میاد و آزادی که خورشیدش تن شکسته ی جوونی ما رو از زنو زنده می کنه. روزی میاد...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 0:48  توسط امیر احمد  |